710نودهخاندان: از نواهى کهن به نواى انرژى خورشيد
حلقه ۱: قلب شهر (مقدمه)
نودهخاندان، شهرى که نامش را که مىآورى، تصوير طنين ساز و دوتار در کوچههاى خيابان و آوازى که از دل تاريخ مىآيد و در هوا مىپيچد، در ذهنت نقش مىبندد. اينجا، خورشيد يک ستاره نيست، يک نوازنده است؛ نوازندهاى که با دستان پرحرارتش، بر سيمهاى دوتار و بر چهره هنرمندانش مىتابد و به اين شهر، هويتى سرشار از هنر و صدا مىبخشد. اينجا، هويت ما با موسيقى و هنر گره خورده و اقتصادمان با کشاورزى، دامدارى و بهويژه صنعتگران کوچک و کارگاههاى توليدى مىچرخد. اما تضاد بزرگ ما در همين نوا نهفته است: شهرى که نمادش صدا و حيات است، از هزينههاى سرسامآور برق براى کارگاهها، روشنايى فروشگاهها و خنک نگه داشتن خانهها رنج مىبرد. شهرى با بيش از ۳۰۰ روز آفتاب درخشان، اما با هنرمندانى که براى روشنايى کارگاه و خانوادهاى براى خنکايى در خانه، با قبوض برق عجين شدهاند. همان آفتابى که به ساز ما صدا مىدهد، مىتواند اقتصاد ما را هم نوازش کند و از دل صمت، نوايى از انرژى پاک برخيزاند.
حلقه ۲: لايه تاريخى-فرهنگى
تاريخ نودهخاندان، تاريخ يک نوا است. نوايى که قرنهاست مایه حيات و معاش مردم اين منطقه بوده و نماد صبر، هنر و اتصال به اين سرزمين بوده است. اين نوا، اولين پروژه «صنعت» ما بود؛ سيستمى که با هدف تبديل هنر به ماده اصلى زندگى، فضايى سرشار از موسيقى و تمدن را فراهم مىکرد. نماد امروز شهر ما، همين «نوا» و مفهوم «صدا و زندگى» است. چه زيبا مىشد اگر اين نماد، الهامبخش يک پروژه خورشيدى مىشد: «پروژه نواهاى خورشيدى». تصور کنيم پنلهاى خورشيدى بر بام خانهها، کارگاهها و مدارس نصب شوند و مانند يک دوتار، به سوى خورشيد سر برافراشته و انرژى پاک جذب کنند. اين بازگشت به همين روحيه هنرآفرينى و زندگىبخشى است، اما با ابزارهاى امروز.
حلقه ۳: جغرافياى اقتصادى
نقشه انرژى نودهخاندان، روى نقدهزاران هکتار مزرعه، کارگاههاى صنعتگرى کوچک و بازارهاى محلى ترسيم شده است. در مناطق صنعتگرى و کارگاههاى اطراف شهر، کارگاههاى چوب، فلز و پوشاک قرار دارد. اين بخش، قلب تپنده شهر است، اما بزرگترين مصرفکننده انرژى به دليل نياز به دستگاههاى برقى و روشنايى مناسب براى کار است. در بازارهاى مرکزى و فروشگاهها، مغازههاى متعددى قرار دارند که به دليل نياز به روشنايى مناسب براى نمايش کالاها، مصرف انرژى بالايى دارند. در بافت مسکونى، خانههايى با جمعيت هنرمند، کشاورز و کارگر قرار دارند که در تابستان براى سرمايش به انرژى زيادى نياز دارند.
حلقه ۴: داستانهاى موفق محلى
۱. کارگاه چوبابريسام «نواى چوب» آقاى رضايى: آقاى رضايى، استادکار يک کارگاه چوبابريسام، از هزينه بالای برق براى دستگاههاى ساب و سمباده به ستوه آمده بود. با نصب يک سيستم خورشيدى بر بام کارگاه، علاوه بر تأمين برق پايدار براى دستگاهها، توانست با اطمينان کامل به هنر خود ادامه دهد و با کاهش هزينهها، درآمد بيشترى به شاگردانش بپردازد.
۲. خانواده اکبرى در محله نوازندگان: خانواده اکبرى در خانهاي نزديک به يکى از فرهنگسراهاى شهر زندگى مىکنند. با نصب يک سيستم خورشيدى ۲ کيلوواتى روى پشتبام، توانستند هزينه برق خود را به شدت کاهش دهند. پولى که پسانداز کردند، صرف خريد يک دوتار جديد براى فرزندشان شد تا هنر پدرى را ادامه دهد. آنها حالا با افتخار مىگويند خانهشان، «يک نواى کوچک از انرژى پاک» است.
۳. مدرسه شهيد رجايى نودهخاندان: اين مدرسه با حياطى که يادآور اهميت هنر و موسيقى در اين منطقه است، هزينه برق زيادى براى روشنايى و سرمايشى کلاسها در تابستان داشت. با کمک خيرين و نصب پنلهاى خورشيدى روى سقف، نه تنها برق مصرفى مدرسه تأمين شد، بلکه درآمد حاصل از فروش برق اضافى، صرف ايجاد يک کارگاه موسيقى براى دانشآموزان شد. حالا فرزندان اين سرزمين، در مدارسى با انرژى پاک، هنرهاى نياکانشان را مىآموزند.
حلقه ۵: محاسبات شهرى-خاص
بياييد با واحد پولى خودمان حساب کنيم. براى يک صاحب کارگاه صنعتگرى در نودهخاندان که ماهيانه حدود ۱ ميليون تومان هزينه برق براى دستگاهها دارد، نصب يک سيستم خورشيدى ۵ کيلوواتى با هزينه اوليه حدود ۵۰ ميليون تومان، بازگشت سرمايهاى کمتر از ۴ سال خواهد داشت. يعنى بعد از ۴ سال، بخش بزرگى از هزينههاى انرژى شما رايگان مىشود. اين هزينه، کمتر از قيمت يک دستگاه جديد است، اما اين سرمايهگذارى، سالها براى شما پول پسانداز مىکند. با استفاده از وامهاى بهينهسازى مصرف انرژى براى کارگاهها و تسهيلات ويژه براى هنرمندان، اين سرمايهگذارى بسيار منطقى و استراتژيک است.
حلقه ۶: آيندهاى که با آفتاب مىسازيم
آينده نودهخاندان، آيندهاى پرنوا و پايدار است. شهردارى در حال برنامهريزى براى تأمين برق چراغهاى معبر منتهى به فرهنگسراها از طريق انرژى خورشيدى و ايجاد يک ايستگاه شارژ سريع براى وسايل نقليه هنرمندان است. در اين آينده، هر کارگاه يک «نواى خورشيدى» است که با برق پاک، هنر مىآفريند. هر خانه، با برق پاک، در مصرف صرفهجويى مىکند و هر دانشآموز، در مدارسى با انرژى پاک، براى هنر آينده آماده مىشود. اين آينده تنها يک رؤيا نيست، يک انتخاب است. انتخابى که ما به عنوان يک هنرمند، يک صنعتگر و يک شهروند نودهخاندانى در خانه و کارگاه خود داريم. بياييد با هم، شهرمان را نه تنها به يک قطب هنرى، بلکه به الگويى از هنر پايدار و انرژى بومى در ايران تبديل کنيم. بياييد نواهاى انرژى خورشيد را براى نواختن آهنگى پايدار به کار گيريم.

Leave a Reply